آمادگی برای ازدواج

دوری و نزدیکی در زمان عشق، دوری و همراهی در زمان عشق

doori_nazdiki
به قلم مشاور
  • این موضوع چالش هویت عشاق را ایجاد می کند. این چالش در پنج سال ال ازدواج بیشت خود را نشان می دهد. د هنگام مجردی هم چالش هویت والدین وجود دارد. تمام فعالیت انسان دقیقاً بر اساس نیازهای شخصی اوست که می توان با اصطلاح خودخواهی نام برد و به دو شکل می تواند باشد:
  1. ارضای خود
  2. ارضای دیگری
حتی شهادت هم یک نوع خود خواهی است، اما خود خواهی متعالی.
  • در چالش هویت عشاق یک (من) وجود دارد و یک (تو). ما برای ارضای نیازهای خود ازدواج می کنیم. در رابطه زناشویی هر دو لذت می برند. هر یک برای این که خود لذت ببرند به دیگری لذت می دهند.
  • چالش هویت عشاق یعنی من می خواهم خودم باشم همچنین می خواهم با تو ام باشم به خاطر خودم. او هم می خواهد خودش باشد و همچنین با شما باشد بخاطر خودش.
  • داشتن (من) از مؤلفه‌های سلامت روان است و پایه داشتن عزّت نفس است.
  • دوری و نزدیکی روانی: در نوجوانی و جوانی حدود سنین 13 تا 18 سالگی یک نزدیکی یا دوری روانی با خواهر یا برادرمان رخ می دهد که این با وجود یک یا چند اتفاق هیجانی مثبت یا منفی است که با آنها در میان گذاشته می شود و به آرامش می رسیم. اما بعد از یک مدت احساس پوچی یا خالی بودن ایجاد می شود که با در لاک خود رفتن و کناره گیری از آنها مدتی را سپری کرده و بعد از مدتی به او نزدیک می شود. این روند تا حدود 18 سالگی وجود دارد اما پس از آن میان این احساس پوچی و پری یک تعادلی ایجاد می کند. ازدواج نیز به این صورت می باشد اما حوزه‌های آن کمی متفاوت است. در صورتی که ما با خانواده و اطرافیان خود به تعادل روانی و عاطفی برسیم در روابط زناشویی نیز می توانیم این تعادل را ایجاد کنیم.
  • چالش هویت به دو دلیل اتفاق می افتد یا این که خیلی به هم نزدیک اند یا خیلی از هم دورند.
  • گاهی شیئ نگری رخ می دهد. مثلاً مرد، زن را حق خود می داند یا برعکس.
  • جنس دوست داشتن های ما به دو صورت است:
  1. خالصانه: انسانی یا الهی و خدایی است.
  2. ناخالصانه: ابزاری، شیئ، وسیله‌ای.
  • کسانی دچار چالش هویت می شوند که به طرف مقابل شان نگاه شیئ دارند. و به خاطر این که نمی توانند به دو تا (من) بین رابطه با طرف مقابل و استقلالشان تعادل برقرار کنند دچاراین چالش می شوند.
  • تردید در دوران عشق: ریشه این تردید شامل موارد زیر است:
  1. خوب بودن. فرد مقابل شک می کند.
  2. جور بودن. فرد مقابل شک می کند.
  3. از چشم افتاده باشد. پسند اولیه کامل شکل نگرفته باشد و یا جذابیت اولیه کم بوده است.
  1. شیئ نگری.
  2. پیدا شدن سر و کله عشق زنده به گور شده. وسوسه نفسانی است.
  3. افسرده شدن خودمان.
  4. چالش هویت عشاق. عدم تعادل بین نیازها به وابستگی و نیاز به استقلال چند ماه پس از عقد خانم ها بیشتر مشتاق بودن با مرد می شوند.
  • اگر در این دوران در باره هرچیزی دچار تردید شدید باید تردید ها را از بین ببرید.
رابطه= ایجاد تعهد =ایجاد مسئولیت. علاقه، تعهد، صمیمیت
هر کدام نماد خاص خود را دارند و باید در رفتار نمایان باشد. در تبادل عاطفی، جنس عاطفه‌ای که به هر کسی می دهیم خاص خودش است. و گل دوست داشتن هر کسی را باید به خودش داد.
همان لحظه ای که گل را می گیرید آن را پس دهید. همه گل ها را نگه ندارید و با هم یک جا بدهید. از افراد تک تک گل بگیرید و بدهید، همزمان گل چند نفر را دریافت نکنید. اگر نیاز داشتید و طرف مقابلتان حواسش نیست از او گل در خواست کنید.

درباره ی نویسنده

مشاور

دیدگاهی بنویسید