آمادگی برای ازدواج

انتظار افراد از عشق

انتظار از عشق
به قلم مشاور

عشق برای اکثر انسانها برابر است با امنیت. هر جا انسان احساس امنیت را تجربه کند، عاشق شدنش شروع میشود. هر چه قدر میزان امنیتی که برای آینده پیش بینی میشود بیشتر باشد میزان عشقی هم که ایجاد میشود بیشتر است. آنهایی که امنیت را برای خودشان تامین میکند هیچوقت کاملا” عاشق نمی شود ریشه امنیت، امن است وایمان هم از ان گرفته شده کسانی که ایمان دارند امنیت شان هم تامین است ایمان هم ناشی ازاتکا به یک وجود برتر یعنی خداوند است.

در این بحث  3 داستان از مجموعه داستان های شل سیلور استاین مطرح می شود. این داستان ها مفاهیم انسانی را بازبانی بسیار ساده بیان میکند. این 3 داستان عبارتنداز:

  • در جستجوی قطعه گمشده

این داستان که بیشتر در مورد آقایان صدق میکند، داستان یک دایره است که قطعه‌ای از خود را کم دارد و نمی تواند درست قل بخورد و حرکت کند. او در جستجوی قطعه گمشده خود، در شرایط مختلفی قرار می گیرد و با قطعه‌های متعددی آشنا می شود که هرکدام ویژگی‌های خاص خود را داشتند و بنا به دلایلی با او جور نمی شوند، تا این که به قطعه‌ای رسید که کاملاً با او جور بود و توانست آن را کامل کند. دایره که کامل شده بود به سرعت قل می خورد و پیش می رفت به طوری که از بسیاری از اتفاقات اطرافش غافل شد و حتی از تجربه بسیاری از چیزهایی که قبلاً تجربه کرده بود باز ماند. تا این که جایی ایستاد و قطعه را زمین گذاشت و او را رها کرد و دوباره به راه خود ادامه داد و به دنبال قطعه‌ای جدیدی رفت.

پیام داستان:

دایره ناقص در این داستان نماد آدم هایی ست که دارای خلأ عاطفی اند و هویت معنوی و روانی ندارند و سعی می کنند با چسبیدن به دیگران هویت خود را پیدا کنند. بنا بر این روابطشان پایدار نیست و هر زمان به دنبال فرد جدیدی می روند همچنین بعضی ها عاشق حالت عاشقی هستند بنا بر این وقتی به کسی نزدیک می شوند پویایی و هیجان عاشقی را احساس می کنند اما هنگامی که وصال اتفاق می افتد هیجان آن‌ها هم کم می شود و دوباره به دنبال هیجان دیگری می روند.

  • قصه آشنایی قطعه گم شده با دایره بزرگ:

این قصه که بیشتر در مورد خانم ها صدق میکند داستان قطعه گم شده‌ای است که به دنبال دایره‌ای می گردد که با آن جور شود و او را با خود ببرد. قطعه در مسیر خود شرایط مختلف را پشت سر می گذارد و با دایره‌های ناقص متعددی آشنا می شود و در نهایت به دایره بزرگ و کاملی می رسد که هیچ جای خالی برای او ندارد. قطعه از دایره بزرگ می خواهد که او را هم با خود ببرد اما دایره بزرگ به قطعه می گوید که او خودش به تنهایی باید قل بخورد و پیش برود. دایره بزرگ از کنار او می گذرد و پیش می رود. قطعه گم شده تن‌ها می شود و خود شروع به حرکت و تکاپو میکند و آنقدر بالا و پایین می پرد تا این که گوشه‌های تیزش صاف می شود و او به یک دایره کامل تبدیل می شود و به تنهایی شروع به قل خوردن و جلو رفتن می کند. تا دوباره به دایره بزرگ می رسد و هردو با هم شروع به قل خوردن می کنند و پیش می روند.

پیام داستان:

در این قصه، قطعه گم شده نماد افرادی ست که عزت نفس پایینی دارند و فکر می کنند به تنهایی نمی توانند پیشرفت کنند و در انتظار کسی هستند که از راه برسد و آن‌ها را با خود ببرد. این افراد برای پیشرفت به دیگران وابسته اند.

در پایان داستان، دو دایره کامل نماد دو انسان کامل اند که می توانند در کنار هم عشق کامل را تجربه کنند. آن‌ها به خاطر نیاز به یکدیگر در کنار هم نیستند بلکه داشته هایشان را به یکدیگر می دهند. هردو خود را خوب شناخته اند ومی توانند حتی بدون یکدیگر قل بخورند، پیش بروند، زندگی کنند و لذت ببرند.

در هردو داستان، قل خوردن نماد حرکت و پیشرفت به سوی کامل شدن است.

  • داستان یک زرافه و نیم:

این داستان با این عبارات آغاز می شود. اگر یه زرافه داشتی و آن به اندازه نیم زرافه کش می اومد اونوقت تو یک زرافه و نیم داشتی اگه اون کلاهی رو سرش داشت اونوقت تو یک زرافه و نیم داشتی که کلاه رو سرش بود و…

داستان با آرزوهای متعدد برای تغییر زرافه ادامه می یابد و در هر عبارت چیزی به زرافه اضافه می شود و زرافه شکل جدیدی پیدا می کند تا این که همان یک زرافه کامل هم از دست می رود. سپس داستان با آرزوی بازگشت هر یک از تغییرات به شکل اول ادامه می یابد و در پایان همان یک زرافه کامل باقی می ماند.

پیام داستان:

بعضی ها وقتی عاشق کسی می شوند یا با او ازدواج می کنند او را همانطور که هست نمی پذیرند و مرتباً در صدد تغییر او بر می آیند و گاهی تا جایی پیش می روند که رابطه مطلوب بین آن‌ها از بین می رود. بنابر این هنگام ازدواج به نکات زیر باید توجه کرد.

  1. خود را خوب کنید.
  2. فرد خوبی را پیدا کنید.
  3. آن فرد خوب را با نقاط ضعف کوچکش، همانطور که هست بپذیرید.
  4. کمترین تغییر را از طرف مقابلتان بخواهید و او هم تغییرات برای پیشرفت را بپذیرد.

وقتی کسی را نپذیرفته اید طوری رفتار می کنید که کم کم او هم شما را نپذیرد.

درباره ی نویسنده

مشاور

دیدگاهی بنویسید